<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش‌های زیست قوم‌شناسی و توسعۀ پایدار</title>
    <link>https://jresd.hsu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش‌های زیست قوم‌شناسی و توسعۀ پایدار</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نگاهی گیاه‌مردم‌شناختی در قلمروی رویشی گیاه جی‌غال‌اسمک (جوغاسم) در ایران</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_234689.html</link>
      <description>گیاه‌مردم‌شناسی که حاصل ترکیبی از سه حوزۀ گیاه‌شناسی عامیانه، مردم‌شناسی و مردم‌نگاری گیاهان است، به‌خودی‌خود حوزه‌ای مستقل محسوب می‌شود که بدون یاری گیاه‌شناسی جدید هم می‌تواند به حیات خود ادامه دهد. با وجود این، بهره‌گیری از علوم نوینی چون گیاه‌شناسی، خورد و خوراک‌شناسی سنتی، علم تغذیۀ جدید، اقتصاد کشاورزی، و جغرافیای گیاهی در کنار گیاه‌مردم‌شناسی می‌تواند به تکمیل و بهبود این حوزه کمک کند. نوشتۀ پیش رو با درنظرداشتن رویکرد ذکرشده، بر گیاهی تمرکز نموده که در نقاط متعددی از ایران حائز اهمیت است. گیاه مورد پژوهش با نام‌های مختلفی چون &amp;amp;laquo;جوغاسم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیشوک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;پیقُک&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چیدم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چیدان&amp;amp;raquo;، و &amp;amp;laquo;چکیدان&amp;amp;raquo; شناخته می‌شود. این پژوهش حاصل تلاش طولانی‌مدت و کار میدانی عمیق متمرکز بر بر بازۀ زمانی بیست و پنج سال گذشته است که نویسنده با همکاری بیش از پانزده دانشجوی فعال از دانشکده علوم اجتماعی انجام داده است. هدف از انجام این پژوهش ارائۀ روبر(الگو) و نقشه‌(واگیره)‌ای برای گیاهان ایران در قالب یک نمونۀ موردی بوده است. بدین‌منظور قلمروی رویشی این گیاه و جایگاه آن در ادبیات شفاهی، باورها و هنجارهای مردم مناطق مختلفی شامل استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی از استان زنجان و اصفهان و همدان و لرستان و استان مرکزی مورد پژوهش قرار گرفته است. این پژوهش براساس تجربیات میدانی و مطالعات کتابخانه‌ای گسترده قلمرو رویشی این گیاه را به تخمینی در حدود یک پنجم سرزمین ایران پی گرفته و بقایا و بازماندۀ خرده‌فرهنگ گردآوری و مصرف آن را به ویژه در قحط‌سالی‌ها و گرانسالی‌ها و تنگ‌سالی‌ها ثبت و ضبط نموده است. علاوه بر این، یافته‌ها و نتایج این پژوهش ضمن ارائۀ مجموعه‌ای از ارزش‌های فرهنگی حول محور این گیاه در ایران، تحلیل جدیدی از خرافه نیز به دست داده و به این نتیجه رسیده است که احتمالاً دست‌کم بخشی از آنچه امروزه خرافه دانسته می‌شود، حاصل ذهن‌های پیشرفتة حکما و جامعه برای اعمال نفوذ و کنترل کودکان و کم‌دانشان و جاهلان زمانشان بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دانش پردازش و نگهداری خوراک در نظام‌ غذایی سنتی استان گیلان</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_229007.html</link>
      <description>نظام غذایی بومی به‌عنوان تمام غذاهای موجود در فرهنگی خاص، از منابع طبیعی در دسترس و موردپذیرش تعریف می‌شود. این نظام دوستدار محیط‌زیست بوده و نقش کلیدی در حفظ فرهنگ، بهزیستی و امنیت غذایی دارد. آگاهی بخشی و انتشار ابعاد مختلف نظام غذایی بومی امری ضروری در جهت تولید پایدار است. این مطالعه با هدف شناخت دانش بومی اجزای پردازش در نظام خوراک در مناطق روستایی شرق گیلان صورت پذیرفت. پژوهش حاضر، با روش مردم‌نگاری در قالب مشاهدۀ مستقیم، مشارکتی و مصاحبۀ نیمه‌ساختارمند، با کمک نمونه گیری گلوله برفی انجام شد و اجزای مختلف ذخیره‌سازی مواد غذایی مورد تحقیق قرار گرفت. غذا در زیست مردم گیلان در حکم بخش مهمی از هویت، باور و دانش است. بهره‌گیری از منابع گوناگون محلی چون برنج، لبنیات، میوه و سبزی از ویژگی‌های رژیم غذایی این منطقه است که در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و طولانی‌مدت استفاده می‌شوند. پردازش خوراک با روش‌های فرآوری لبنی، ترشی کردن، خشک‌کردن، تهیه نان، شور کردن، مربا سازی، رب سازی، دودی کردن، عصاره‌گیری گیاهان دارویی و آبگیری میوه‌های ترش بوده است که توسط ابزار بوم آورد از جنس چوب، فلز و سفال شامل توهه، خم، گمج، چوپاره و غیره انجام می‌گیرد. این تدابیر باعث کاهش ضایعات و پایداری در تولید شده و امکان بهره‌گیری از فواید درمانی و تغذیه‌ای را در فصول مختلف به وجود آورده است. جامعۀ محلی دارای دانش قابل‌توجهی در رابطه با بهره‌برداری پایدار از منابع طبیعی هستند که منبع ارزشمندی از راه حل‌های محلی برای ناامنی غذایی در دوره‌های بحرانی و کمبود است. امروزه استفاده از بسته بندی جدید، طعم‌سازی، تغییرات فیزیکی، تولید محتوای علمی و بصری از جمله نوآوری‌های موجود در نظام سنتی غذا در استان گیلان است و حفظ اصالت فرهنگی محصولات در کنار استفاده از فناوری‌های جدید و تمرکز بر بازاریابی، به موفقیت آن‌ها در بازارهای جهانی کمک می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه پسته و بازتاب آن در فرهنگ و ادبیات شفاهی مردم ایران</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_237462.html</link>
      <description>پسته در اقتصاد، فرهنگ، هنر و ادبیّات ایران کارکردهای گوناگون مادّی (استومند) و فرامادّی (مینوی) دارد. باشندگی و بَسامد گونه‌های زبانی و نوشتاری در فرهنگ مردم و ادب عامّه، اهمیّت و جایگاه این میوه یا فرآورده‌ی باغی را میان مردم سراسر ایران و دیگر پارسی‌زبانان نمایان‌تر می‌کند. در این مقاله، با هدف بازنمایی برخی از جلوه‌های کارکردی پسته در ادبیّات و فرهنگ عامّه (فولکلور)، به آفریده‌های گویشی و جایگاه ذهن و زبان‌ساخته‌ی عامیانه ی آن در ادبیّات شفاهی و میراث ناملموس مردم ایران، خواهیم پرداخت. به ویژه، مناطق روستایی و شهرهایی چون دامغان در استان سمنان، و سیرجان و رفسنجان در استان کرمان، توجّه شده است که بیش‌ترین پسته‌ی تولیدی باغ‌های ایران را روانه بازار داخلی و جهانی می‌کنند. افزون بر ویژگی‌های زیست قومی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، به رویکردهای دانش بومی، میراث فرهنگی و آفرینش‌های شفاهی مردم در ساختار و بافتار گونه‌های مثل (تمثیل)، ضرب المثل(زبانزد)، چیستان(معمّا)، ترانه(شعر)، باور(عقیده)، قصّه(افسانه و حکایت)، طبّ محلی و گیاهی، خواصّ دارویی و مسایل زبانی دیگر پرداخته می‌شود. روش انجام این پژوهش ترکیبی توصیفی، تجربی و روایی از شیوه‌های کتابخانه‌ای (اَسنادی) و میدانی (گفتگو و مصاحبه) است که خوانندگان می‌توانند با دستاوردهای گردآوری شده‌ی ادبیّات عامّه، فرهنگ مردم و پژوهش‌های میان‌رشته‌ای ایران شناسی، فولکلور و مردم شناسی در باره‌ی جایگاه و اهمیّت پسته در فرهنگ مردم ایران و کشورهای پهنه‌ی تاریخی-فرهنگی آن، آشناتر شوند. این پژوهش بخشی از یک تحقیق بزرگتر با رویکرد شناخت جایگاه فرامادی یکی از نشان های اقتصاد ملی است که می تواند برای تاریخ، فرهنگ، تمدن، هنر و ادبیّات ایران زمین، سودمند و اثربخش باشد. در پایان نیز پیشنهادهایی برای کاربست یافته‌های پژوهش داده می‌شود که برای علاقه‌مندان و پژوهشگران علوم اجتماعی، ادبیّات و دیگر رشته ها کارآمد خواهد بود. پژوهشگران از بخش های مختلف کار، عکس تهیه کرده اند تا با بهره مندی از اطلاعات اسنادی و میدانی، مخاطبان بهتر با موضوع ارتباط برقرار کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>داروهای گیاهی به مثابه فرهنگ: خوانشی ‌قوم‌گیاه‌شناختی از سفرنامۀ پیتر دلاواله</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_227943.html</link>
      <description>سفرنامه‌های اروپاییان عصر صفوی، به‌ویژه مشاهدات مستقیم و دقیق پیتر دلاواله (۱۶۱۷-۱۶۲۳ م.)، گنجینه‌ای ارزنده برای پژوهش‌های قوم‌گیاه‌شناسی تاریخی محسوب می‌شوند. این مقاله با رویکردی میان‌رشته‌ای (ادبیات تطبیقی، تاریخ پزشکی و قوم‌شناسی) و با به‌کارگیری روش تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر استخراج نظام‌مند داده‌ها از متن سفرنامه، به بررسی بازنمایی داروهای گیاهی -سنتی مردم ایران در عصر شاه عباس اول، بر پایة این سفرنامه می‌پردازد. پرسش اصلی آن است که دلاواله چه گیاهان دارویی، شیوه‌های درمانی و باورهای عامة مرتبط با سلامت و بیماری را در جامعة ایرانی ثبت کرده است و این بازنمایی چگونه از دریچة نگاه یک ناظر اروپایی تصویر و گاه ارزش‌گذاری شده است؟ یافته‌ها حاکی از ثبت دقیق دلاواله از طیفی از گیاهان دارویی (نظیر هل، کاسنی، حنا، بنفشه، بیدمشک، انجدان) و کاربردهای اختصاصی آن‌ها (درمان امراض چشمی، گوارشی، پوستی، تب‌ها) است. او به شیوه‌های متنوع آماده‌سازی (جوشانده، ضماد، روغن‌گیری) و نیز نقش درمانگرانی چون &amp;amp;laquo;حکیم&amp;amp;raquo;ها (پزشکان متخصص) و&amp;amp;laquo;عطار&amp;amp;raquo;ها (درمانگران محلی) اشاره می‌کند. تحلیل گفتمان مشاهدات وی، دوگانگی نگاه او را آشکار می‌سازد: از سویی، تحسین کارایی برخی روش‌ها و دانش گیاه‌شناختی ایرانیان و تلاش برای انتقال این دانش به اروپا، و از سوی دیگر برچسب زنیِ گاه خرافی به برخی باورها و درمان‌ها تحت تأثیر پیش‌فرض‌های فرهنگی و مذهبی خود. این مطالعه نشان می‌دهد که سفرنامۀ دلاواله ، فراتر از یک سند تاریخی، متنی قوم‌نگارانه است که امکان بازسازی بخشی از دانش بومی فراموش‌شدۀ پزشکی ایران و نیز واکاوی چگونگی بازنمایی &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; پزشکی در تماس‌های فرهنگی قرن هفدهم را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکردهای درخت خرما در مناطق جنوبی ایران: مورد مطالعه شهرستان جم و ریز در استان بوشهر</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_237321.html</link>
      <description>درخت خرما از جمله مقدس‌ترین و کهن‌ترین درختان برای انسان است و از جمله درختانی است که تمامی اجزاء آن کاربرد دارد. تحقیق حاضر با هدف دستیابی به کارکردهای مختلف درخت خرما صورت گرفته است. منطقۀ مورد مطالعه شهرستان جم و ریز در استان بوشهر است. در تحقیق حاضر برای جمع آوری اطلاعات از رویکرد کیفی و روش مردم‌نگاری استفاده شده است. تکنیک‌های جمع‌آوری داده‌ها نیز شامل مشاهده و مصاحبۀ عمیق استفاده است. همچنین محقق سالیان طولانی در میدان تحقیق زندگی کرده و آشنایی کامل با آن دارد.&amp;amp;nbsp; در این تحقیق گیاه مردم‌شناسانه، کاربرد درخت خرما در فرهنگ مردم جنوب ایران از غذا، صنایع دستی، مراسم، معماری، تفریح و فراغت، باورها و اعتقادات بازگو و توصیف شده است. یافته‌های پژوهشی حکایت از آن دارد که کارکردهای درخت خرما را با توجه به اجزای آن می‌توان در سه دسته تقسیم‌بندی کرد: 1- برگ شامل: بافتن حصیر، سبد نان، کلاه، باد بزن،گونی خرما، جارو، دارویی، خوراک دام، تزیینی،آتش، سقف منازل و سبدان خرما، 2- میوه (گل، میوه کال، رطب، خرما) شامل: خوراکی، دارویی، تفریحی، مشک آب، رب خرما و پنیر درخت خرما و 3- تنه شامل: ساخت الاکلنگ، در سقف منازل، سوختی، ساخت طناب،پنیر درخت خرما و پرونگ( وسیله ای برای بالا رفتن از درخت خرما). درخت خرما از لحظه تولد با زندگی مردم این منطقه پیوند برقرار نموده و تا بعد از مرگ نیز همراه آنها است؛ که نمونه آن را می‌توان در بخشش باغ‌ها توسط بعضی از مردم این منطقه برای آمرزش و باقیات الصالحات دید. این درخت در شادی مردم و مراسم مقدسی مانند ازدواج وارد شده و همراه آنهاست و در مراسم سوگواری نیز آنها را همراهی می‌کنند. بنابراین این درخت پیوند ناگستنی‌ ای با زندگی مردم این منطقه پیدا کرده است و به جزء جدانشدنی از زندگی مردم این منطقه تبدیل شده است و زندگی بدون آن برای این مردم ناآشناست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلِ ‌گیاه‌قوم‌شناختیِ افسانه‌های ایرانی (کاربرد، نقش و ویژگی درختان و گیاهان در ادبیات عامه ایران)</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_240802.html</link>
      <description>پی بردن به کاربرد، نقش و ویژگی‌ درختان و گیاهان در نزد انسا‌ن‌ها یکی از مباحث مهم مطالعات گیاه‌قوم شناسی است. در این پژوهش با بررسی افسانه‌های ایرانی به این مهم پرداخته شده است تا دریچه‌ای رو به سوی فرهنگ و ادبیات عامه از این منظر گشوده شود. با این هدف بر اساس مجموعه&amp;amp;lrm;ی 8 جلدی افسانه&amp;amp;lrm;های ایرانی اثر محمد قاسم‌زاده با شیوه توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی به بررسی نقش‌های مختلفی که گیاهان و درختان در روایت داستانی این افسانه‌ها داشتند، پرداخته شد؛ از سویی به برخی ویژگی‌های عام و خاص گیاهان از جمله شفابخشی آن‌ها یا قدرت آن‌ها در سحر و جادو پرداخته شد و مشخص گردید گیاهان و درختان گاه به عنوان یاریگران قهرمان داستان می‌توانستند وارد عمل شود و نقش مهمی را در سفر قهرمان داشته باشند. درختان می‌توانستند پرواز کنند و تغییر شکل دهند. هم‌چنین مشخص گردید گیاهان و درختان با خاصیت جادویی خود عامل رویین‌تنی، آگاهی بخشی، افزایش سرعت، عبور دادن از دریا و حتی زنده کردن مردگان هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی چشم پزشکی سنتی(کحالی) در ایران</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_242517.html</link>
      <description>پزشکی سنتی طبی است که مدت‌ها در خاورمیانه معمول و رایج بوده و به پزشکی باستانی شهرت دارد. این دانش از راه تجربه‌های گاه بسیار تصادفی حاصل شده است. پزشکی سنتی یکی از حوزه‌های دانش بومی است که ثبت و حفظ آن هم به‌عنوان یکی از سرمایه‌های علمی و فرهنگی کشور و هم به‌عنوان بستری برای توسعۀ دانش‌های علمی روز اهمیت دارد. با توجه به اهمیت این موضوع پژوهش حاضر به کحالی یا چشم‌پزشکی سنتی به‌عنوان شاخه‌ای از پزشکی سنتی پرداخته است که در قدیم شعبۀ خاص داشته و از قدیم این فن از طبابت جدا بوده است. این پژوهش کیفی با استفاده از ترکیبی از روش میدانی و کتابخانه‌ای انجام شده و در بخش کتابخانه‌ای از مردم‌نگاری‌ها و پژوهش‌های مردم‌شناسی موجود بهره گرفته است. براساس یافته‌های این پژوهش دانش کحالی در طب سنتی ایران را می‌توان در شیوۀ ‌درمان‌های مختلف اعم از گیاهی و غیرگیاهی و جادودرمانی دسته‌بندی کرد که هر کدام انواعی از درمان را شامل می‌شود. درمان‌های گیاهی استفاده از انواع گیاهان اغلب بومی را دربرمی‌گیرد. درمان‌های غیرگیاهی این روش‌ها را دربرمی‌گیرد: درمان با منشاء انسانی؛ درمان با امعاء و احشاء حیوان؛ درمان با مواد لبنی، پیه، چربی، روغن و گوشت حیوان؛ انتقال‌درمانی؛ باوردرمانی؛ بخوردرمانی؛ پرنده‌درمانی؛ پرهیزدرمانی؛ تیغ‌درمانی؛ جوهردرمانی؛ حشره‌درمانی؛ خاک‌درمانی؛ خزنده‌درمانی؛ خوراک‌درمانی؛ خون‌درمانی؛ داغ‌درمانی؛ دعادرمانی؛ دود و دوده درمانی‌؛ رگ‌درمانی؛ رنگ‌درمانی؛ زالودرمانی؛ سفال‌درمانی؛ سنگ‌درمانی؛ شوک‌درمانی؛ شیشه‌درمانی؛ فلزدرمانی؛ فیزیکی‌درمانی؛ کانی‌درمانی؛ گرددرمانی؛ و ماکیان‌درمانی. از روش‌های جادودرمانی می‌توان این موارد را برشمرد: تخم‌مرغ‌نویسی؛ خال‌گذاری؛ چشگ‌چیدن؛ سوزاندن زاج؛ و دس بسون. در هر سه روش مراحل پیشگیری، تشخیص و درمان مدنظر قرار می‌گرفته است. در این پژوهش مشاهده می‌شود که چگونه مردم عادی و حتی عامی که در محرومیت مطلق درمان و بهداشت به سر می‌بردند با هوشمندی و تجربه‌اندوزی و با استفاده از امکانات موجود به درمان خطرناک‌ترین امراض چشمی می‌پرداختند و در برخی موارد در درمان از کحال‌های فرنگ‌‌رفته پیشی می‌گرفتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گیاه‌قوم‌شناسی دهستان کدکن: دانش بومی زنان در طبقه‌بندی و کاربرد گونه‌های گیاهی خودرو</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_243904.html</link>
      <description>در فرآیند توسعۀ اجتماعات محلی در ایران، خردهای محلی و به‌ویژه دانش‌های بومی زنان عموماً مورد غفلت قرار گرفته‌اند؛ در حالی که همین دانش می‌تواند خود مبنایی برای توسعۀ درون‌زا و پایدار باشد. دهستان کدکن در شهرستان تربت حیدریه، با توجه به بسترهای طبیعی و فرهنگی خود، مکان مناسبی برای مطالعه و مستندسازی دانش بومی زنان در حوزۀ گیاهان خودرو در چارچوب توسعۀ درون&amp;amp;lrm;زا است. مقالۀ حاضر بخشی از نتایج پژوهشی در چارچوب مذکور است. در این میان، متن حاضر به صورت مشخص بر احصا، توصیف و تحلیل دانش بومی زنان منطقۀ کدکن در مورد گیاهان خودرو متمرکز است. پژوهش پیش‌رو با استفاده از روش کیفی و مبتنی بر فنون مشاهدۀ مشارکتی، مشاهدۀ مستقیم و مصاحبه‌های عمیق با مشارکت‌کنندگان سامان یافته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که زنان کدکن گیاهان خودرو را به دو دستۀ اصلی &amp;amp;laquo;علف‌های باغی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;علف‌های کوهی&amp;amp;raquo; طبقه‌بندی می‌کنند. در مجموع، ۶۳ گونه گیاهی خودرو در منطقه شناسایی شد که بر اساس کارکرد در سه گروه &amp;amp;laquo;خوراکی-غذایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دارویی-درمانی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کاربردی-اقتصادی&amp;amp;raquo; دسته‌بندی گردیدند. در حوزۀ خوراکی-غذایی، گیاهان در چهار مقولۀ طعم‌دهندگان بومی، پایۀ نوشیدنی‌های بومی، میوه‌های بومی و خوراک‌های بومی بررسی شدند. در حوزۀ دارویی-درمانی، ۳۰ گونه با خواص درمانی متنوع شناسایی شد که زنان از آن‌ها به روش‌هایی همچون تهیه ضماد، عرقیات، زیفت، جوشانده و خمیر برای درمان بیماری‌هایی نظیر شکستگی استخوان، آبسۀ دندان، عفونت و دل‌درد استفاده می‌کنند. در حوزۀ کاربردی-اقتصادی نیز از گیاهان در ابزارسازی‌های سنتی، ساختمان‌سازی و صیقل دادن تنور بهره‌برداری می‌شود. نتایج پژوهش حاکی از آن است که دانش بومی زنان کدکن گنجینه‌ای ارزشمند از تجربه، زیست‌جهان و سازگاری با طبیعت است. زنان به‌عنوان کلیدداران اصلی این دانش، در حفظ تنوع زیستی، امنیت غذایی و سلامت جامعه محلی نقش محوری دارند. </description>
    </item>
    <item>
      <title>از مزرعه تا سفره(ابزارها و ظروف نگهداری، تهیه و صرف غذا در ایران قرن هفتم تا نهم هجری)</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_243919.html</link>
      <description>قلمرو خوراک و بخش‌های مرتبط با آن در شمار مظاهر مهم و جذاب فرهنگ و تمدن هر سرزمینی و از جمله پهنه‌ی دیرپا و پرغِنای ایران به حساب می‌آید. در دل این حوزه، تاسیسات مرتبط با مواد غذایی، ابزارهای نگهداری، تهیه و صرف مواد غذایی و غذاها قرار گرفته اند. بسیاری از این ابزارها تا زمان کنونی هم باقی مانده و با همان اسامی در گوشه و کنار کشور مورد استفاده‌است که کمک زیادی به بازشناخت آنها می‌کند. ظروف غذایی مرتبط با سفره با تزئینات همراه بود، به‌ویژه که طبقات بالا و متوسط به آنها اقبال زیادی داشتند. ابزارهای مورد استفاده در مطبخ‌ها و بر سر سفره دارای تنوع در شکل، اندازه و جنس بودند و علی‌رغم کمبود شدید اطلاعات می‌توان از یافته‌های باستانشناسی برای تکمیل این بخش بهره برد. تکیه بر مواد در دسترس، هزینه مالی و احکام فقهی، مهمترین مولفه های موجود در حوزه ابزارها و لوازم مرتبط با غذا بوده است. اطلاعات موردنیاز این پژوهش به روش کتابخانه‌ای و بویژه از متون قرون مورد نظر گردآوری شده‌ و سپس به توصیف و تحلیل آن مبادرت شده است.قلمرو خوراک و بخش‌های مرتبط با آن در شمار مظاهر مهم و جذاب فرهنگ و تمدن هر سرزمینی و از جمله پهنه‌ی دیرپا و پرغِنای ایران به حساب می‌آید. در دل این حوزه، تاسیسات مرتبط با مواد غذایی، ابزارهای نگهداری، تهیه و صرف مواد غذایی و غذاها قرار گرفته اند. بسیاری از این ابزارها تا زمان کنونی هم باقی مانده و با همان اسامی در گوشه و کنار کشور مورد استفاده‌است که کمک زیادی به بازشناخت آنها می‌کند. ظروف غذایی مرتبط با سفره با تزئینات همراه بود، به‌ویژه که طبقات بالا و متوسط به آنها اقبال زیادی داشتند. ابزارهای مورد استفاده در مطبخ‌ها و بر سر سفره دارای تنوع در شکل، اندازه و جنس بودند و علی‌رغم کمبود شدید اطلاعات می‌توان از یافته‌های باستانشناسی برای تکمیل این بخش بهره برد. تکیه بر مواد در دسترس، هزینه مالی و احکام فقهی، مهمترین مولفه های موجود در حوزه ابزارها و لوازم مرتبط با غذا بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناخت دانش‌بومی سنجدکاران استان سمنان با رویکرد گیاه مردم‌نگارانه</title>
      <link>https://jresd.hsu.ac.ir/article_244174.html</link>
      <description>این مطالعه بارویکرد و روش مردم‌نگاری (اتنوگرافی) و با هدف ثبت، توصیف و تحلیل نظام دانش بومی مرتبط با درخت سنجد در استان سمنان انجام شده است. داده‌های پژوهش از طریق مشاهدۀ مشارکتی و مصاحبه‌های عمیق اتنوگرافیک با 27 نفر از باغداران و آگاهان محلی در مناطق مختلف استان، به صورت هدفمند گردآوری و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌های این تحقیق مردم‌نگارانه، علاوه بر مستندسازی نام‌های محلی و ارقام بومی، کارکردهای چندلایه سنجد را در زندگی روزمرۀ گذشته (ازجمله کاربردهای خوراکی، بهداشتی ـشویندگی، سوختی و احتمالات دارویی) در بافت فرهنگی آن بازمی‌نمایاند. همچنین، بازتاب سنجد در ادبیات شفاهی (شامل مَثَل‌ها، ترانه‌ها و توصیف‌های محلی) به عنوان بخشی از مادۀ فرهنگی این جامعه تحلیل شده است. این پژوهش بر این امر تأکید می‌ورزد که سنجد، فراتر از یک محصول باغی، جزئی از میراث فرهنگی ناملموس و اقتصاد معیشتی تاریخی منطقه محسوب می‌شود و روش مردم‌نگاری، ابزاری ضروری برای فهم عمیق، زمینه‌مند و نظام‌مند این پیوندهای فرهنگی فراهم می‌آورد.کلیدواژه‌ها: دانش بومی، سنجد، استان سمنان، گیاه مردم نگاری، میراث فرهنگی ناملموس، قوم‌باغبانی.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
