سفرنامههای اروپاییان عصر صفوی، بهویژه مشاهدات مستقیم و دقیق پیتر دلاواله (۱۶۱۷-۱۶۲۳ م.)، گنجینهای ارزنده برای پژوهشهای قومگیاهشناسی تاریخی محسوب میشوند. این مقاله با رویکردی میانرشتهای (ادبیات تطبیقی، تاریخ پزشکی و قومشناسی) و با بهکارگیری روش تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر استخراج نظاممند دادهها از متن سفرنامه، به بررسی بازنمایی داروهای گیاهی -سنتی مردم ایران در عصر شاه عباس اول، بر پایة این سفرنامه میپردازد. پرسش اصلی آن است که دلاواله چه گیاهان دارویی، شیوههای درمانی و باورهای عامة مرتبط با سلامت و بیماری را در جامعة ایرانی ثبت کرده است و این بازنمایی چگونه از دریچة نگاه یک ناظر اروپایی تصویر و گاه ارزشگذاری شده است؟ یافتهها حاکی از ثبت دقیق دلاواله از طیفی از گیاهان دارویی (نظیر هل، کاسنی، حنا، بنفشه، بیدمشک، انجدان) و کاربردهای اختصاصی آنها (درمان امراض چشمی، گوارشی، پوستی، تبها) است. او به شیوههای متنوع آمادهسازی (جوشانده، ضماد، روغنگیری) و نیز نقش درمانگرانی چون «حکیم»ها (پزشکان متخصص) و«عطار»ها (درمانگران محلی) اشاره میکند. تحلیل گفتمان مشاهدات وی، دوگانگی نگاه او را آشکار میسازد: از سویی، تحسین کارایی برخی روشها و دانش گیاهشناختی ایرانیان و تلاش برای انتقال این دانش به اروپا، و از سوی دیگر برچسب زنیِ گاه خرافی به برخی باورها و درمانها تحت تأثیر پیشفرضهای فرهنگی و مذهبی خود. این مطالعه نشان میدهد که سفرنامۀ دلاواله ، فراتر از یک سند تاریخی، متنی قومنگارانه است که امکان بازسازی بخشی از دانش بومی فراموششدۀ پزشکی ایران و نیز واکاوی چگونگی بازنمایی «دیگری» پزشکی در تماسهای فرهنگی قرن هفدهم را فراهم میکند.