گیاهمردمشناسی که حاصل ترکیبی از سه حوزۀ گیاهشناسی عامیانه، مردمشناسی و مردمنگاری گیاهان است، بهخودیخود حوزهای مستقل محسوب میشود که بدون یاری گیاهشناسی جدید هم میتواند به حیات خود ادامه دهد. با وجود این، بهرهگیری از علوم نوینی چون گیاهشناسی، خورد و خوراکشناسی سنتی، علم تغذیۀ جدید، اقتصاد کشاورزی، و جغرافیای گیاهی در کنار گیاهمردمشناسی میتواند به تکمیل و بهبود این حوزه کمک کند. نوشتۀ پیش رو با درنظرداشتن رویکرد ذکرشده، بر گیاهی تمرکز نموده که در نقاط متعددی از ایران حائز اهمیت است. گیاه مورد پژوهش با نامهای مختلفی چون «جوغاسم»، «پیشوک»، «پیقُک»، «چیدم»، «چیدان»، و «چکیدان» شناخته میشود. این پژوهش حاصل تلاش طولانیمدت و کار میدانی عمیق متمرکز بر بر بازۀ زمانی بیست و پنج سال گذشته است که نویسنده با همکاری بیش از پانزده دانشجوی فعال از دانشکده علوم اجتماعی انجام داده است. هدف از انجام این پژوهش ارائۀ روبر(الگو) و نقشه(واگیره)ای برای گیاهان ایران در قالب یک نمونۀ موردی بوده است. بدینمنظور قلمروی رویشی این گیاه و جایگاه آن در ادبیات شفاهی، باورها و هنجارهای مردم مناطق مختلفی شامل استانهای آذربایجان شرقی و غربی، کرمانشاه، ایلام و بخشهایی از استان زنجان و اصفهان و همدان و لرستان و استان مرکزی مورد پژوهش قرار گرفته است. این پژوهش براساس تجربیات میدانی و مطالعات کتابخانهای گسترده قلمرو رویشی این گیاه را به تخمینی در حدود یک پنجم سرزمین ایران پی گرفته و بقایا و بازماندۀ خردهفرهنگ گردآوری و مصرف آن را به ویژه در قحطسالیها و گرانسالیها و تنگسالیها ثبت و ضبط نموده است. علاوه بر این، یافتهها و نتایج این پژوهش ضمن ارائۀ مجموعهای از ارزشهای فرهنگی حول محور این گیاه در ایران، تحلیل جدیدی از خرافه نیز به دست داده و به این نتیجه رسیده است که احتمالاً دستکم بخشی از آنچه امروزه خرافه دانسته میشود، حاصل ذهنهای پیشرفتة حکما و جامعه برای اعمال نفوذ و کنترل کودکان و کمدانشان و جاهلان زمانشان بوده است.