پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش امر قدسی به عنوان یک سازوکار بومی و کارآمد در حفاظت از محیط زیست، به واکاوی ابعاد فرهنگی و آیینی چشمههای درمانی و نظرکرده در پهنه جغرافیای ایران میپردازد. روش تحقیق در این مطالعه از نوع اسنادی-کتابخانهای است و دادههای موردنیاز از ۶۳۹ سند موجود در واحد فرهنگ مردم مرکز تحقیقات صدا و سیما که توسط فرهنگیاران در سراسر کشور گردآوری شده، استخراج و به روش کیفی تحلیل شدهاند. مبانی نظری پژوهش بر تلفیقی از سه رویکرد کلیدی استوار است: نظریه «امر قدسی و امر عرفی» امیل دورکیم، دیدگاه «تجلی امر قدسی در طبیعت» میرچا الیاده و نظریه «پاکی و خطر» مری داگلاس. در این چارچوب مفهومی، محقق پس از مرور نمونههای چشمههای آنجهانی، اسطورهای و شگفتانگیز، به طبقهبندی و تحلیل چشمههای درمانی (که خاصیت شفابخشی برای انسان، حیوانات و گیاهان به آنها نسبت داده میشود) و چشمههای نظرکرده یا متبرک (که به واسطه انتساب به امامان، پیامبران و پیران تقدس یافتهاند) پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که «امر قدسی» در فرهنگ عامه ایران از طریق سه سازوکار بههمپیوسته و همافزا عمل میکند: نخست، قدسیسازی طبیعت از راه پیوند دادن منابع آبی به نیروهای فراطبیعی و شخصیتهای مقدس؛ دوم، آیینمند کردن رابطه انسان و طبیعت از طریق مناسک جمعی و فردی همچون نذر، قربانی و طلب شفا؛ و سوم، ایجاد تابو و هنجارهای اخلاقی در برابر آلودگی و تخریب زیستبوم. برهمکنش این سه سازوکار، نظامی بومی و پایدار از حفاظت محیطزیست را پدید آورده که موجب صیانت از چشمهها و زیستبومهای پیرامونی آنها شده است. این پژوهش در نهایت نتیجه میگیرد که در جهانبینی ایرانیان، امر قدسی فراتر از کارکردهای عبادی و دینی، واجد کارکردی زیستمحیطی است و بهعنوان ابزاری قدرتمند برای حفظ منابع آب، نقش مهمی در پایداری منابع طبیعی، استمرار حیات محلی و تقویت اخلاق زیستمحیطی در جوامع بومی ایفا میکند.